تبليغاتX
پرویز بیگی
(۱)

شلیک در آینه

در پیشانی

(۲)

مرگ برای او

پوکه ای برای تو

برنده کیست؟

(۳)

وقتی به تو رسیدم

قطب نما سمتی را نشان نداد

(۴)

حتما

نه شب سیاه ست

نه روز سپید

(۵)

نوروز

بی خانمانی عنکبوت ها  

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 1:4  توسط پرویز بیگی  | 

سلام بر همه دوستان و عزیزان

با راه اندازی انتشارات فصل پنجم (ناشر تخصصی شعر) فرصت کمی برای پاسخگویی به همه عزیزان دارم و سعی  می کنم برخی از پاسخ ها را در بخش نظرات وبلاگ خودم بنویسم . برای نشر فصل پنجم نیز وبلاگی را در دست تهیه دارم. همراه با تصویری از جلد و توضیحی در باره مجموعه ها . فصل پنجم در حوزه فعالیت خود به چاپ مجموعه های شعرـ شعر گردآوری شده ـ شهر موضوعی ـ شعر ترجمه ـ شعر ملل ـ شعر فولکلوریک و محلی ـ شعر عامیانه ـ تصنیف و ترانه ـ نقد شعرـ در باره شعرـ شعر کودک و نوجوان ـ سفر نامه های شاعران ـ زندگی نامه شاعران  و سایر موضوعات و مطالبی که در حوزه شعر و شاعران قابل تعریفند می پردازد .تا کنون ۲۷ مجموعه را به چاپ رسانده ام و ۲۴ مجموعه نیز در دست مطالعه و چاپ است . آدرس وب جدید را پس از تکمیل  به اطلاعتان می رسانم . پیروز و سر بلند و بهاری باشید .

(۱)

قناری

زندانی آواز

(۲)

همه می میریم

بر عکسِ عكس

(۳)

شايد اين پازل در هم ريزد

وطنم

اما

هرگز

(۴)

سال هاست رفته اي

قرن هاست عاشقم

(۵)

شب طولاني

تكيه به ماه مي دهم

(۶)

شاعران مي روند تا بمانند

آنان

مي آيند كه . . .

(۷)

شاعران بيشتر به خدا

آنان به خرما

(۸)

تصويري؟

يا آينه؟

(۹)

لاك پشت

سنگي كه مي خزد

(۱۰)

شاعران

حال

آنان

قال

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 2:36  توسط پرویز بیگی  | 

"ترانه"

ساخته شده بر اساس یک ملودی اسپانیولی

عاشقت بودم/  عاشقت هستم/

عشق من با تو ندارد هیچ پایانی

هر کجا باشی/ هر کجا باشم/

تو برایم تا همیشه بهتر از جانی

تا بیایی تو/ تا بیایی تو/

من چراغی در شب راهت می آویزم

بی تو پاییزم

از هر شاخه می ریزم

ای تمام من

یاد تو حال و هوای دیگری دارد

درطنین دل صدای دیگری دارد

عشق تو با من

لحظه های دیگری دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 16:23  توسط پرویز بیگی  | 

(۱)

کدام سوی شیشه

ایستاده ای

(۲)

ما

گل ها را می بوییم

گل ها

تو را

(۳)                                                                                                                                     نه من عاشق می شوم

نه تو

عشق انتخاب می کند

(۴)

آسمان

بسیار نزدیک

ما دور

(۵)

دو خط موازی...

مگر در انتها

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 16:47  توسط پرویز بیگی  | 

               ترانه

صدای سنج و دهل می یاد دوباره

دل ابرا بیقراره

آسمون می خواد بباره

تو دلای گرممون غوغا می شه

اشکامون دریا می شه

صدای سنج و دهل می یاد دوباره

از زمین و آسمون نیزه می باره

گلوی گل شده پاره

دل زینب داره بی صدا می سوزه

دل آتیش برا خیمه ها می سوزه

صدای سنج و دهل می یاد دوباره

آسمون می خواد بباره

همه جا پر از صدای یا حسینه

همه عاشقی یا برا حسینه

بیا و امروزو با عاشقی سر کن

هر کی عاشق تره فردا با حسینه

صدای سنج و دهل می یاد دوباره

آسمون می خواد بباره

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 0:1  توسط پرویز بیگی  | 

سال گذشته در همین روز ها بود که برادرم را از دست دادم. ما به دلیل روزگار ناجوانمرد سالی یک بار  همدیگر را بیشتر نمی دیدیم. او ده روز روی تخت بیمارستان با مرگ جنگید و عاقبت تسلیم شد . یادش  را که معلم ریاضت و مهربانی بود گرامی میدارم.

ده سال

ده بار همدیگر را دیدیم

ده روز

هزار بار

این معادله چند مجهول دارد؟

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 18:31  توسط پرویز بیگی  | 

(۱)

آبشار

رودخانه ای ایستاده

(۲)

ام (۱)

ژ(۳)

اف(۴)

آر. پی.جی(۷)

بر عددها چه رفته است

(۳)

مهم نیست چند بهار را دیده ای

چند بار

بهاری شده ای

(۴)

تو انسانی

می توانی

دوزخ را بسوزانی

(۵)

خروس

از حنجره سحر می خواند

من

ازپنجره تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 20:10  توسط پرویز بیگی  | 

برای زنده یاد دکتر قیصر امین پور

و من به قدر دو دریا گریستم بی تو

عجیب نیست که با مرگ زیستم بی تو

و هر دقیقه چنان شصت پتک سنگین بود

زبان حادثه اما فراتر از این بود

تمام آینه ها را شکسته می دیدم

درون آینه دل های خسته می دیدم

تمام شهر به سوگ حماسه خم شده بود

که حرف قاف الفبای عشق کم شده بود

تو رفته ای و نگاهم هنوز بر جاده است

چه اتفاق غریبی دو باره افتاده است

چه اتفاق غریبی چه صبح سنگینی

دریغ آینه او را دگر نمی بینی

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 17:48  توسط پرویز بیگی  | 

                      غزل

به عاشقی به شکفتن به گل می اندیشم

به دست های من و تو به پل می اندیشم

ز جزء جزء گذشتم در این زمانه مسخ

به بی نهایت آبی به کل می اندیشم

همیشه سکر نگاهت مرا گرفته زخویش

به خون تاک تغزل به مل می اندیشم

برای آنکه به وصفت مرا اجازه دهند

بهانه کردم و گفتم به گل می اندیشم

                      *

     (۱)

رود

گاه به دریا می ریزد

گاه به مرداب

دریا

مرا دریاب

(۲)

فانوس

زندان شعله

یا نگاهبان آن                 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 2:14  توسط پرویز بیگی  | 

(۱)

کاشت

داشت

برنداشت

(۲)

جاذبه کدام بیشتر است

سیب

یا

زمین

(۳)

نه از سایه گریزی است

نه از مرگ

هر دو

همسایه اند

(۴)

خاکستر

آینده آتش است

خاک

آینده من

(۵)

درختان پیر

به سایه هایشان تکیه می کنند

(۶)

سرنوشت را

نمی توان

از

سر

نوشت

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 1:28  توسط پرویز بیگی  |