تبليغاتX
پرویز بیگی

سلام. شعر فصل پنجم زندگي ست.

عزيزان: گاه به علت فرصت كم قادر به پاسخگويي نمي باشم اما از نظرات سودمند شما بهره مي برم . پوزش مرا بپذيريد .

(1)

شعرهایم برای تو

تاریک هایم را ببخش

(2)

شاعر

پرنده

شعر

آسمان

(3)

همیشه

ستاره ی دنباله دار من باش

(4)

ستاره ها

قطره قطره

در گریبانم می چکند

آستین

کهکشان

باران

(5)

تو از ساحل به دریا می نگری

من از دریا به تو

(6)

گوش بر زمین بگذار

صدای کاروان های رفته می آید

(7)

پیر

تاک واره ای ریشه در گُسل

(8)

حق با کوسه هاست

ما حریم خود را نمی شناسیم

(9)

شعله ها همدیگر را می جوند

خاکستر

(10)

به پرواز شلیک می کنی

یا به آسمان

هر سه جاودانه اند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 15:39  توسط پرویز بیگی  | 

سلام. شعر فصل پنجم زندگي ست.

عزيزان: گاه به علت فرصت كم قادر به پاسخگويي نمي باشم اما از نظرات سودمند شما بهره مي برم . پوزش مرا بپذيريد .

(1)

ای کاش موش ها

سلول ها را می جویدند

(2)

خطوط پیشانی

جاده های بی باز گشت

(3)

هر پیاده ای

می تواند وزیر شود

هر سواری

پیاده

(4)

در عرقریزان روح

پرتاب می شوم

از واژه ای به واژه دیگر

آنک شعر

(5)

خروس

از سپیده می خواند

از سایه های سرد جوخه ها

(6)

ما تار می تنیم

یا عنکبوت ها

(7)

پری های دریایی

موج

شانه گیسوان

(8)

شمع

رشته حیات

شعله

(9)

فانوس

صدایی در تاریکی

(10)

نیزه ها

چهل منزل

فقط چهل منزل سر فراز شدند


+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 16:39  توسط پرویز بیگی  | 

سلام. شعر فصل پنجم زندگي ست.

عزيزان: گاه به علت فرصت كم قادر به پاسخگويي نمي باشم اما از نظرات سودمند شما بهره مي برم . پوزش مرا بپذيريد .

(1)

موريانه ها

به جانت افتاده اند

زمين نزديكتر مي شود

(2)

به دنبال چشم هاي دنباله دار توام

(3)

شمع ها

كشته آبروي خويش

(4)

قطار مي گذرد

مي خواهم همه مسافران را بشمارم

آيا همه ي مسافران تويي

(5)

اما امروز

تخته ها سفيد شده اند

گچ ها سياه

+ نوشته شده در  شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 17:29  توسط پرویز بیگی  | 

سلام. شعر فصل پنجم زندگي ست.

عزيزان: گاه به علت فرصت كم قادر به پاسخگويي نمي باشم اما از نظرات سودمند شما بهره مي برم . پوزش مرا بپذيريد .

(1)

گندم دو نيمه دارد

آدم

حوا

(2)

باد

به دنبال گره گشايي روسري تو

(3)

نام هر كوچه

چراغي ست

(4)

حوا كه آفتابي شد

آدم برفي...

(5)

اين چتر

تو را نجات نمي دهد

باران را

تجربه كن



+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 16:18  توسط پرویز بیگی  | 

(۱)

صدف ها

صداهای تو در تو

سوگ آواز مردان بی باز گشت

(۲)

هوا

طعم کبوتر داشت

که تو را آوردند

(۳)

مترس

این مترسک لباس ندارد

(۴)

کرکس های کرمان

در آرزوی چشم های آغا محمد خان

(۵)

سگان ولگرد

این گربه صبور

از پلنگ سانان است

(۶)

این همان صندلی ست

که هزار بار روی آن نشستی

و یک بار زیر پایت را خالی کرد

(۷)

هم موج ها الکنند

هم صخره ها ناشنوا

(۸)

گور خر

زندانی طبیعت

(۹)

قهوه چشم هات

بی اعتباری فال ها

(۱۰)

به دنبال تیله ها می دویدند

من اما

با چشم هایت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 18:11  توسط پرویز بیگی  | 

فصل پنجم در طول فعاليت دو ساله ي خود تا كنون 70 مجموعه ي شعر را منتشر كرده است و هم اكنون 40 مجموعه شعر را براي انتشار تا پايان سال در دست بررسي و آماده سازي دارد   

                                                           www.fasle-panjom.blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مهر 1389ساعت 16:37  توسط پرویز بیگی  | 

سرزمین من(۱)

مردم ما مردمی خوبند

مثل مهتابند

از تبار روشن آیینه و آبند

سرزمین من

سرزمین نخل و اروند است

سرزمین عشق و لبخند است

سرزمین قامت بشکوه الوند و دماوند است

سرزمین من

ریشه در نسلی کهن دارد

عشق در هر ذره از خاکش وطن دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 1:34  توسط پرویز بیگی  | 

(۱)

میله ها

سلول ها را

می جوند و پیش می روند...

(۲)

چشمانت

دریا را به مد می کشاند

مرا به شعر

(۳)

قالی

گره های ناگشوده

(۴)

سپیده

درخت

سمفونی گنجشک ها

(۵)

خزان

باد

تشییع...

(۶)

پرنده

خطوط موازی

آسمان

(۷)

الف

آ

چه کلاه گشادی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 23:58  توسط پرویز بیگی  | 

(۱)

افق

نقطه چین

پرنده ها...

(۲)

به عصایت می اندیشی

یا صف موریانه ها

(۳)

عقربه ها

قیچی زمان

(۴)

چتر

برای باران

برای گریه

(۵)

نسیم

یادت را

در گیسوانم می وزد

(۶)

باد

آخرین برگ را رو  کرد

زمستان

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 18:32  توسط پرویز بیگی  | 

(۱)

شلیک در آینه

در پیشانی

(۲)

مرگ برای او

پوکه ای برای تو

برنده کیست؟

(۳)

وقتی به تو رسیدم

قطب نما سمتی را نشان نداد

(۴)

حتما

نه شب سیاه ست

نه روز سپید

(۵)

نوروز

بی خانمانی عنکبوت ها  

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 1:4  توسط پرویز بیگی  |