سلام. شعر ،فصل پنجم زندگي ست.

عزيزان: گاه به علت فرصت كم قادر به پاسخگويي نمي باشم اما از نظرات سودمند شما بهره مي برم . پوزش مرا بپذيريد .

(1)

هوا ابری ست

رصد ستارگان ممکن نیست

روسری ات را بردار

(2)

مومیایی

زندگی در مرگ

مرگ در زندگی

(3)

هر روز

به نامه های اداری

منگنه می شوم

(4)

گرگ های گرسنه مرا دریدند

حق با گرسنگی بود

(5)                 تقدیم به دیکتاتور ها

نشسته ای

همه به احترامت ایستاده اند

چقدر خسته کننده ای

 

سلام. شعر ،فصل پنجم زندگي ست.

عزيزان: گاه به علت فرصت كم قادر به پاسخگويي نمي باشم اما از نظرات سودمند شما بهره مي برم . پوزش مرا بپذيريد .

بخشی از شعرهای کوتاهی که در این وبلاگ می خوانید در مجموعه ای با عنوان <درختی که می دود> منتشر شده است.

(1)

جاده های یکطرفه

مرا به تو می رساند

یا...

(2)

هر روز

یک سیب می خورم

و از خانه رانده می شوم

(3)

مجنون شدند

بید هایی که لیلی را ندیدند

(4)

تاک های شکسته

شراب های ریخته

(5)

ابر

قدم زدن دریا در آسمان

(1)

شاعرم

می خواهم چوپان گرگ ها باشم

(2)

ماهی های غرق شده

درخت های وارونه

پرنده های سنگ شده در آسمان

تعبیر این خواب کوتاه چیست؟

(3)

آینه را ورق می زنم

موهایم سپیدتر شده است

(4)

برف ها که آب شدند

من می مانم و حسرت رد پای تو

شاید تا زمستانی دیگر

(5)

لباس هایم را می کاوم

همیشه با منی

اما پیدایت نمی کنم


سلام. شعر ،فصل پنجم زندگي ست.

عزيزان: گاه به علت فرصت كم قادر به پاسخگويي نمي باشم اما از نظرات سودمند شما بهره مي برم . پوزش مرا بپذيريد .

بخشی از شعرهای کوتاهی که در این وبلاگ می خوانید در مجموعه ای با عنوان <درختی که می دود> منتشر شده است.

(1)

تک درختی در کویر

بی پناه

یا پناهگاه

(2)

سبز می شود

برای ما

قرمز

برای دخترک گلفروش

(3)

تفنگ های سر پر

سر های خالی

(4)

درنگ نکن

این سقف را با آوار ساخته اند

(5)

سیم های خار دار

پارازیت


سلام. شعر ،فصل پنجم زندگي ست.

عزيزان: گاه به علت فرصت كم قادر به پاسخگويي نمي باشم اما از نظرات سودمند شما بهره مي برم . پوزش مرا بپذيريد .

بخشی از شعرهای کوتاهی که در این وبلاگ می خوانید در مجموعه ای با عنوان <درختی که می دود> منتشر شده است.

(1)

پیانوی توست

یا ترنم باران

(2)

می خواهم دریا را به تور بیاندازم

شاعر باشم

(3)

پله ها

بالا می برند

یا پایین می آورند

(4)

به گیسوان تو ایمان دارند

سنجاقک

پروانه

(5)

مروارید

اشک هایی در سوگ ملوانان بی باز گشت

سلام . بهاران خجسته باد

دوستان همدل و همراه

تصمیم گرفتم شعرهای کوتاهی را که چند سالی ست در وبلاگم می خوانید با عنوان "درختی که می دود..." منتشر کنم. این مجموعه شامل 160 شعر کوتاهست که در نمایشگاه بین المللی  و توسط انتشارات فصل پنجم  در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت . البته دو سال قبل 104 شعر کوتاه آن در کشور چین به صورت دو زبانه فارسی و چینی منتشر شده بود . 

(1)

حوصله دریا سر رفت

سونامی

(2)

کشتی ها عاقبت بخیر نمی شوند

به قعر دریا می روند

یا به گل می نشینند



سلام. شعر ،فصل پنجم زندگي ست.

عزيزان: گاه به علت فرصت كم قادر به پاسخگويي نمي باشم اما از نظرات سودمند شما بهره مي برم . پوزش مرا بپذيريد .

(1)

دست ها در رنج

بی دسترنج

(2)

چمدانت را بردار و برو

از این ایستگاه قطاری نمی گذرد

این را سوزنبانی به من گفت

که مرگ هم باز نشسته اش نکرد

(3)

گناه آب

شستن دست های خونین

(4)

دستکش ات را جا گذاشتی

دست هایم یخ زد

(5)

پرده را کنار می زنم

دیوار

دیوار را نقاشی می کنم

پرده



سلام. شعر فصل پنجم زندگي ست.

عزيزان: گاه به علت فرصت كم قادر به پاسخگويي نمي باشم اما از نظرات سودمند شما بهره مي برم . پوزش مرا بپذيريد .

(1)

نئون ها دروغ می گویند

در شهر خبری نیست

(2)

شکاف درجه

نوک مگسک

حیف آن خال سیاه نیست سرباز؟

(3)

ماهیان دریا دیده

به سؤال های قلابی

پاسخ نمی دهند

(4)

با نام تو بر پیشانی اش

هر کوچه

بزرگراهی است تا افق

(5)

نه من گرگ بودم

نه تو میش

هوا گرگ و میش بود

سلام. شعر فصل پنجم زندگي ست.

عزيزان: گاه به علت فرصت كم قادر به پاسخگويي نمي باشم اما از نظرات سودمند شما بهره مي برم . پوزش مرا بپذيريد .

(1)

مرداب ها

چشمه هایی که به آن لبخند نزدی

(2)

کاج

همیشه میوه دارد

گنجشک

(3)

این سایه ی همان درختی ست

که آن را از جای کندند

(4)

جستجوگران چروکیده

زباله دانی ها

(5)

شاعران

شعر نمی گویند

بذر می پاشند

نهال می نشانند

لانه می سازند

تا کبوتران...


سلام. شعر فصل پنجم زندگي ست.

عزيزان: گاه به علت فرصت كم قادر به پاسخگويي نمي باشم اما از نظرات سودمند شما بهره مي برم . پوزش مرا بپذيريد .

(1)

پروانه

نیمه ی پنهان پیله

(2)

دریا

شاعرانی دارد

که یا به تور می افتند

یا به قلاب

یا...

(3)

روی بالشم راه می رود

سرم را لگد می کند

کابوس

(4)

به هیچ دیواری تکیه نکن

به تفنگ ها فرصت شلیک می دهد

(5)

در آستینم 

کبوتران

در آستینت

مار ها